تبليغاتX
انجمن ادبی راوی ایلام

انجمن ادبی راوی ایلام
داستان 

بازي.خوردني نيست.مي خوريم.نوش جان.يه عده مي گن بي خيال،نبايد درگير اين چيزا شد مهم نيست.مي دونم.مگه تموم اين سالها كاري غير از اين كرديم؟يه جوري حرف نزنين كه انگار پيشرو ده ها انقلاب بودين و هيتلر و زير بغلتون زدين.يه عده مخالفت مي كنن يه عده هم هم حمايت مي كنن.اينم مهم نيست،خيلي خيلي ساده ست و همينه كه هست.قطره قطره جمع گردد و نيلوفر از مرداب بلند مي شه و ده تا نفس عميق صبح ها و جمع كردن انرژي توي ناخن نوك انگشت پا و باريكه ي نور توي دخمه و ...جمعش كن تورو خدا.فقط تبريك مي گم به نويسنده ي "دا"، به اخراجي ها3، به قلاده هاي طلا،

و به فردوسي پور و مخاطباش تبريك مي گم.و متاسفم براي مخاطبين هفت،خودم،پايتخت نشينها،و تلويزيوني كه حتي كلمه اش هم،شات آپ رو فرياد مي زنه.

سرنايه

ره آوردی از بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

حشمت اله کرمی نژاد

 

برای شیفته شدن و استقبال از یک رویداد فرهنگی، هنری ،ادبی  بزرگ در یک کشور فرهنگ دوست شاید فصلی بهتر و زیباتر از بهار و ماه ی زیباتر و مناسب تر ازاردیبهشت ماه متصور نشود.آنهم در شهری که اگر چه ممکن برخی معضلات ناخوشایند همانند ترافیک و شلوغی زیاد یا هوای پر دود و دم  داشته باشد اما زیبایی ها و جذابیتهای بهتر و زیادتری  را آشکار و نهفته در خود دارد.به هر صورت تهران هنوز تهران است و پر از زیبایی ها و جذابیت ها و کرشمه ها و ...

امسال اگرچه من دوست داشتم بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در همان مکان سابقش و در آن محل دائمی نمایشگاههای بین المللی تهران و آن فضاههای خاطره انگیز و از یاد نرفتنی اش برگزار شود تا حداقل خاطره های حضورم  را از اردیبهشت های مختلف تازه تر کنم اما امسال نیز نمایشگاه در همان محل سه چهار سال قبل برگزار است، جایی که ترافیک واضح خیابانهای طالقانی و شهید بهشتی به درستی خبر از محل برگزاری چنین رویدادی را میدهد.

ترافیک این محل اگرچه که متأثر از برگزاری این نمایشگاه است اما  بدون شک حجم بسیار بالایی از مراجعین به نمایشگاه از طریق ایستگاههای مترو شهید بهشتی و مصلی صورت می گیرد و در همین روزهای برگزاری نمایشگاه تعداد قطارهای این مسیر را به همین مناسبت افزایش داده اند. در همان اوایل پیاده شدن در این دو ایستگاه متوجه سونامی نمایشگاه می شوی به شکلی که در درون مترو بروشورهای تبلیغاتی بعضی غرفه ها ناخواسته به سمتت هجوم می آورند و در بیرون از مترو نیز تا دلت بخواهد دستفروش است و کالاهای جدید و امروزی ریز و درشت و تبلیغ و ...

متن كامل در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: فايل اقاي كرمي نژاد
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 19:2 ] [ سرنایه ]

دو مطلب خیلی خوب هست و خبر یک جشنواره.زینب لطف کرده و قسمت اول مقاله ای که خلاصه کرده رو برامون فرستاده: " مرگ مولف در نظریه های ادبی جدید مقاله ای که سه نظریه در باره ی جایگاه مولف به ترتیب زمانی مورد بحث قرار میده،کار خوبی بود مرسی،و منتظر نظریه ی سومش هستیم.(چرا بهم نگفتی زینب؟ می دونی چقد دنبال سومیش گشتم که گوشه ای نیفتاده باشه؟!)

اقای دلزنده هم یکی از ترجمه هاشونو فرستادن با عنوان :"چگونه مانند ویلیام فاکنر بنویسیم." و از خواننده ها خواستن که هرکس ایرادی در ترجمه ی این اثر می بینه بهشون تذکر بده.(آقای دلزنده کاش پی دی افش رو می فرستادین)

خبر بعدی هم اینکه فراخوان دهمین جشنواره شعر و داستان سوره رو حتما بخونین و شرکت کنین. این جلسه هم قراره در مورد ناتورالیسم صحبت بشه و البته باز هم با اولویت داستان دوستان.(افرادی که داستانهایشان برای نقد در وبلاگ قرار می گیرد و خودشان در جلسه شرکت...منظورم شخص خاصی نیست جناب حسین پور!).در اخر، از کسانی که ما را یاری می فرمایند و مطلب می فرستند کمال تشکر را داریم و امیدواریم این روند همچنان و همچنان و همچنان...

هنوز کلیک نکردین؟!


موضوعات مرتبط: اطلاعیه ها
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:58 ] [ سرنایه ]

نویسنده:حسین پاینده

ارسالی:زینب خوشرو

در ایران رویکردی که به نقد وجود دارد˓این پیش فرض را دارد که برای فهم معنای متون و آثار˓حتما باید با شرح حال مولف آن آشنا بود.درواقع متن هنوز حاشیه ای بر شخصیت نویسنده محسوب میگردد.از زمان افلاطون این رویکرد به نقد وجود داشت و اکنون تنها رویکرد نقد در ایران است.اینکه باید معنای متن را" کشف" کرد بر این دلالت دارد که معنا˓امری از پیش تعیین شده و ثابت وواحد است و قابل مناقشه نیست زیرا "حقایق زندگینامه ای"قابل بحث و جدل نیستند به همین دلیل متون ادبی را فقط میتوان "فراگرفت".

در این مقاله سه نظریه در باره ی جایگاه مولف  به ترتیب زمانی مورد بحث قرار میگیرند:

1-نقدنو:هر چه به دوره ی معاصر نزدیک میشویم  از منزلت مولف کم میشود و به کیفیت ادبی متن اضافه میشود.تا قبل از دهه ی 1930و پیدایش نقدنو˓مولف خداوندگار متن تلقی میشد.در آنصورت تفسیر قابل قبول نیست یااگرهست با تایید مولف ˓پس نقش منتقد ادبی چیست؟

در دیدگاه سنتی مولف خداوندگار متن و منتقد در حکم "پیامبر"ی است که آنچه را در متن "وحی"شده است˓ابلاغ میکند.

در نخستین دهه های قرن 20 میلادی "نقدنو"ظهور کرد بر این مبنا که "معنای متن را صرفادر خود متن و بابررسی ویژگیهای آن میتوان مو رد بحث قرارداد مباحث زندگینامه ای جایی درفرآیند نقد ندارند." 

البته پیدایش این دیدگاه حاصل تحولات فکری و نظری بود که ازقرن 19زمینه رابرای ظهور گرایش فرمالیستی در نقدادبی فراهم کرده بودند...

متن کامل در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: فایل خانم خوشرو
ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:33 ] [ سرنایه ]

نوشته: ویلیام کین  ،در کتاب:

Write like the masters “"

ترجمه: امیر دل زنده

 


این یک واقعیت است که  خوانندگان بسیاری ،از خواندن آثار فاکنر می ترسند آنهم به این دلیل که  ویلیام فاکنر به پیچیده نویسی معروف است.اما آنها با این قضاوت عجولانه هم خودشان وهم فاکنر را  به بهای ناچیزی می فروشند و دست کم می گیرند و با این روند، لذتی را که هر شخص ممکن است از بزرگترین نویسنده سبک شاعرانه قرن بیستم داشته باشد از دست می دهند.به نظر من، بدون شک، کتاب "حریم"  یک مقدمه کامل بر همه آثار فاکنرمی باشد.  به عنوان برنده موفق  جایزه نوبل، این رمان بهترین راه برای آشنا شدن با بهترین آثار  فاکنراست و با این کار مجبور نیستیم که با نوشته هائی از او کلنجار برویم که فهمیدن آثار بعدیش  را با مشکل رو به رو می سازد.

فاکنر در سال 1897 متولد شد وپسرارشد از میان 4 برادر  بود... هنگام جوانی شعر می نوشت .به نیروی هوائی کانادا ملحق شد و ادعامی شد که او یک انگلیسی است .استعداد او برای نو آوری، از جوانی شروع شد.در سال 1929 با استیلا اولهام ازدواج کرد و با هم در راون اوک زندگی کردند یعنی مکانی در آکسفورد میسیسیپی .  زیاد می نوشید و گاهی در هالیود کار می کردودر آن زمان  با متا   کا رپینتر منشی کارگردان تهیه کننده افسانه ائی  یعنی هاوارد هوکس ارتباط داشت. مکان بسیاری از رمانهای فاکنر درجائی  به نام یوکناپاتاوای رویائی یعنی جائی در  می سی سی پی می باشد.از لحاظ سبک نگارش  یکی از موفقیتهای چشمگیر او در شاعرانه بودن  کارهایش می باشد. فاکنر می گوید که: "زبان، موسیقی من است" .


موضوعات مرتبط: فایل اقای دل زنده
ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:6 ] [ سرنایه ]

موضوع صحبت دوجلسه ی بعد:ناتورالیسم

متأخره ای بر اگزیستانسیالیسم و ابزورد، پست قبل

ملاقات

 نویسنده:افرا سرنایه

سيگار بر لب راه افتاده بود كه به انجا برود.شب سردي بود و يقه ي پالتويش را بالا زده بود تا سوز سرما را كمتر حس كند و نميشد.يكي از آن پياده روي هاي شبانه ي هميشگي بود، قدم زدن در جاده ي تيره و بي انتها و خيره شدن به سايه ي شاخه هاي لخت درختها كه مثل دستهاي استخواني و چروكيده زير نور ماه روي اسفالت مي خزيدند اما اینبار می دانست می خواهد کجا برود،باید می رفت.آخرين برنامه ساعاتي پيش تمام شده بود و مي دانست فردا صبح زود از شهر ميروند تا در شهر مجاور برنامه اجرا كنند. سایه ی دستهاي استخواني و چروكيده درختها زیر نور ماه به ارامی روی بقایای بلیط ها و کاغذهای تبلیغاتی اخرین شب برنامه می خزید و جلو می رفت. اخرین دسته ی ملاقات کننده ها –جوانان نیمه مستی که مرد بلیط فروش را مجبور کرده بودند لخت در حومه ی شهر بچرخد و بلیطهای نیم بهای اخرین شب را تصاحب کرده بودند- ساعت ها پیش هیجان زده و لبخند بر لب به خانه هایشان برگشته بودند. گفت :"هي يالا بجنب زياد طولش نميدم "

دربان گفت :"بهت كه گفتم ساعت ملاقات تموم شده.خيلي وقته كه تموم شده ."

از دريچه ي آهني و كوچكِ در،فقط چشمهايش ديده ميشد.چشماني قرمز كه مثل دو تكه ذغال گداخته در تاريكي شب مي درخشيد.

متن کامل در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: فایل خانم سرنایه
ادامه مطلب
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:32 ] [ سرنایه ]

اول:موضوع صحبت دوجلسه ی بعد:ناتورالیسم

دوم:حقیقتش از وقتی که اقای علیرضایی اونطوری به اینترنت و کپی پیست تاختن دیگه دست و دلمون به مقاله و اینها نمی رفت.

قبل از اون هم واقعا پی کپی و پیست کردن نرفتم بلکه مقاله ها خونده و ترکیب می شدن و ویرایش. پس تا حدودی موافقم با حرفشون،ولی درعین حال این رو هم قبول دارم که اینترنت هم مثل بقیه ی چیزا نسبیه و گاهی واقعا کمک کننده.و بازم موافقم که هیچی جای کتاب رو نمیگیره.

اخطار:در این نوشته دو پاراگراف از ویکی پدیا استفاده شده!

 

"انسان آن چیزی که می نماید نیست.

انسان انچه به گمان دیگران هست،نیست...

انسان انچه که اکنون هست،نیست،

چرا که در جریان دگرگونی و شدن است."   سارتر

 

اگزیستانسیالیسم همانطور که از نامش پیداست به معنی هستی گرایی است و اگزیستانسیالیستها به اصالت وجود معتقدند.به این معنا که وجود انسان را مقدم بر ماهیت او می دانند و بر این باورند که انسان بدون هیچ خصیصه ی فطری پا به این دنیا گذاشته،لوح وجودی او پاک است و هیچ گونه ویژگی و گرایش فطری در او وجود ندارد و تنها "وجود" دارد.ماهیت "انسان بودن" او در طول زمان و با رفتارهایی که از خود بروز می دهد و تجربه هایی که از سر می گذراند به وجود می اید.

اعتقاد به اصالت وجود برای اولین بار در اندیشه ی میرداماد و صدرالمتالهین پیدا شد.مشاییان اعتقاد داشتند هر پدیده و شی که در جهان بیرونی می بینیم در ذهن دو مفهوم می یابد: وجود و ماهیت، و از این طریق شناخته می شود.ستاره ای که در جهان بیرونی می بینیم در ذهن به شکل جمله ی "ستاره هست" شناخته و درک می شود.ماهیت "ستاره بودن" و "وجود داشتن" ستاره.که دو مفهوم مستقل از همدیگرند.بعدها این مساله مطرح شد که اگر این نظر را بپذیریم و با توجه به اینکه هر پدیده ای تنها یک واقعیت یگانه دارد، کدامیک از این دو مفهوم مستقل واقعا بر مفهوم خارجی دلالت می کنند و درواقع اصالت را باید به ماهیت داد یا وجود؟

متن کامل در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: مقالات معرفی ها داستان ها و...
ادامه مطلب
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:8 ] [ سرنایه ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فقط کافی است که به یاد بیاورند که دنیا و انسان هم دقیقا به همین شکل افریده شد:با کلمات.البته با بعضی از انها.برای همین است که دنیا باید به همین وضع بچرخد نه به وضعی دیگر.خدا گفت خلق شود.و فورا شد.
(تاریخ محاصره لیسبون-ساراماگو)

این وبلاگ متعلق به وبلاگ انجمن داستان ایلام با نام راوی می باشد.
همه اعضا موظفند پیش از خواندن داستانی در انجمن داستان خود را به ادرس revayatgari@gmail.com ارسال کنند (ترجيحا word 97-2003)تا در این وبلاگ به نمایش در آید.